خرید بک لینک

درباره سایت

NO.954

امکانات وب

مسخره شده است ، کم کم پاییز و هوای شمال هم شکر خدا همیشه بارانی

خدا میداند تا کی قرار بر این است که رنگ رخ ماه را نبینیم از مهر..

استرس هیچ پیشامدی را ندارم..

عجیب احساس قدرت میکنم ، امیدوارم پوچ نباشد ، یا حداقل برایم مشکل ساز نشود..

کم کم بند و بساط فکر های پرت و مزخرف را از ذهنم جمع میکنم..

میخواهم به گونه ای شروع به درس خواندن کنم که انگار دل آرام نامی تا قبل یک مهر وجود

نداشته و حالا یکهو در اتاقش ظاهر شده تا شروع کند..

تر و تمیز و مرتب ، بدون هیچ فکری..

چرا های خودم را ، برای خودم جواب میدهم .. کنار خودم در تنهایی خودم و فقط ب خودم...

چرا درس نخواندی ، چرا کنکور بد شد ، چرا رابطه تان تشنج کرد ، چرا بازگشتید ،

چرا دوباره شروع کردید ، هدفت برای درس خواندن ..

دارم ، هدف که زیادی کلمه ی خشک و مزخرفی بنظر میرسد برایم ، ترجیح میدهم بگویم

من اینجام ، نقطه ۱/۷ ، این ۱/۷ اش هم فقط بخاطر تکواندو است وگرنه صفر کامل بودم

انتهای این مسیر ختم میشود به امتیاز ۵ در زندگی ام که کنکور این عدد را برایم اعشار میزند..

از این ۵ تای اول زندگی فقط ۱/۷ را دارم..

من آن پنج را میخواهم ، الآن ، فعلا...

برنامه چیده ام ، زیـاد ، جفت و تک را کاری ندارم ، چیده ام و میخواهم ک عملی شوند

راجبشان حرف نمیزنم ، چون ختم کلام را در گفت و گو میدانم ...

ادعا دارم ، زیاد ، اما با فروتنی ..

میخواهم هم قد ادعا هایم شوم ...

مثل سه ماه پیش خود نیستم ، چه شده ، نمیدانم دقیق ، یک اتفاق کوچک در یک رابطه تحولات عظیمی را

در من آغاز کرد..

خیلی از ویژگی هایم را یادم نمی آید ، ینی میدانم چه بود ها ، یادم رفته چگونه ولی؟!

[ریسِت] نشوم :|

+ جمعه ۱۳۹۶/۰۶/۱۷ 4:15 بـهـ قلــم دلـآرام

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 20:56

صفحه بندی