آدم ها
کم کم ، از فکر و خیال هایشان بیرون می آیند
به زخم هایشان دوا میزنند
خنده را روی لب هایشان میدوزند
قید هرچه قلب و احساس و ازین هارا میزنند
من میدانم که اشتباه شده
من میدانم که همان است که فکرش را میکنم
من میدانم حسم هیچ وقت اشتباه نمیکند
و من
یکبار دیگر این دختر را
روی دوپایش استوار میکنم..
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی