دوستیم
عزیزجانم ، بیا برایت بگویم دوست معمولی چیست
مثلا دیگر نباید راجب حال خوب و بدم بتو بگویم..
مثلا دیگر منتظر شب بخیر هایت نیستم تا با خیال آسوده از اینکه هستی ، به خواب بروم
مثلا دیگر در رویاهایم تو همسر یا مرد من نیستی
مثلا معشوقه ام نیستی ، از هرفرصتی در قرارهایمان استفاده نمیکنم ، برا اینکه ببوسَمَت
نگران این نیستم که از هدیه هایت خوشت بیاید یا نه
دنبال دامن گل گلی نیستم که بخرم و برایت عکس بگیرم و توهم قربان صدقه ام بروی
من هم ادا دربیاورم و بگویم چه زشت شده ام ..
و با پافشاری منتظر عکس های یهویی از تو باشم
فوقش یک عکس از چهره ام ، بدون آرایش یا حالا بیحال و عادی بگیرم برایت بفرستم
توهم در عکس هایت لبخند نزنی و عادی یک عکسی بگیری بفرستی برایم..
اگر قراربگذاریم برای اینکه یکدیگر را ببینیم ، پیگیر رنگ های مورد علاقه تو نیستم تا
بپوشمشان ، یک چیزی ب سلیقه ی خودم و مورد علاقه ی خودم انتخاب میکنم و میپوشمش
خب شاید دیگر مثل قبل بهم اعتماد نداشته باشیم
شاید هم اعتمادمان دوبرابر از قبل شود
وقت کمتری برای هم میگذاریم ، یا اصلا نمیگذاریم
تو مشغول خودت و کارهایت
من هم پیگیر خودم و برنامه هایم
دورمان آدم زیاد است ، میروند می آیند ، میمانند
ولی خب شاید دیگر نباید در بین شلوغی های جمع دلتنگت شوم
آخر اصلا طبیعی نیست که آدم دلتنگ دوست معمولی اش شود
شاید یک روز ما شویم
نمیدانم ، ما برای انجام یک پروژه یا یک تحقیق کاری
یا دانشگاهی یا یک سفر توریستیه یک روزه یا قرار شام با دوستان یا مهمان های یک جشن
خب آدم با دوستش
تفریح میکند ، کار میکند ، سفر میکند ، بیرون میرود..
البته در تمام این شرایط باید مراقب باشم که کسی چیزی از قرارها و بیرون رفتن هایم نفهمد
مثلا اگر پدرم بفهمد ، جلویش بایستم؟
بایستم و بگویم کیستی؟
بگویم معشوقه ی منی و میخواهمت و تونیز من را میخواهی؟
خب اینگونه نیست ، مگر نه؟تو این را نمیخواهی..
بگویم دوستم است؟
فکر نکنم راحت با دوستان جنس مخالف کنار بیاید و اگر نیاید سرم را روی سینه ام میگذارد
به همین راحتی D:
وقتی جایی برویم پیگیر نگاه های دخترهای دیگر یا نگاه های تو نیستم
یا ماتیک لبم را قرار نیست مقدارش را ب میل تو تنظیم کنم
آره جان من
دوستیم
دوست معمولی
میتوانم من هم مثل هزاران هزار آدمی ک در حال مصرف اکسیژن جو هستند و
معشوقشان را روزی ب دلیلی از دست داده اند
از دستت بدهم ، همانجور ک داده ام
و دوست باشم .. یک دوست خوب حداقل..
برعکس آن چیزی که در گذشته بودم ..
انقد خوب که یک رور میتوانی بیایی و بگویی
با فلانی ارتباط دارم ، عکسش را ببین ، چطور است
من هم بگویم چقدر زیبا و بامزه و چقدر ب هم میایید ، بعدهم عکسش را پاک کنم و بروم
از خودم عکس بگیرم و بنشینم عکس هایم را ببینم و ب خودم بگویم
چه زیبا و با مزه ، چقد ب او میایی..بعد هم یکی یکی پاکشان کنم
بعد از اینکه با کسی باشی طبیعتا ارتباطمان کمتر از یک دوست خواهد شد
این خاصیت ما دخترهاست که وجود کس دیگری را حتی ب عنوان خواهر نمیتوانیم قبول کنیم
چه برسد به عنوان یک دوست..
دوستی که عاشقت هم بوده ، وای بحالت..
و کم کم
خیلی آرام
از زندگی هم حذف میشویم
برای همیشه
و هرکداممان
یکجایی در این دنیا
کنار کسی
یا تنها
به زندگی خود ادامه میدهیم
فقط ممکن است
وقتی با دخترکوچکم کارتون قدیمیه مورد علاقه ام ، عروس مردگان را میبینم
گاهی یادت کنم
و بگویم
گنده بک
آخر هم این پیانو را برایم نزد..
آن عکس را هم نگرفت..
بعد هم بخندم
و بروم به قرمه سبزی روی گازم سر بزنم و منتظر همسرم بمانم ک از سرکار برگردد..
میگویم
ممکن است اون نیز چون من روزی عاشق کسی بوده باشد ، نه؟
Last kiss - taylor swift
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی