اینکه حالا میگوید عاشقتم و فردا علاقه ای به حرف زدن با تو ندارد دلیلش چیست؟!
مثلا مشکل از توست که مثل حالا در فردا حرف میزنی و منتظری تا بیاید و دلبری کنی
یا اوکه اصلا نمیخواهد ثانیه ای را کنار تو بگذراند..
لحظه به لحظه مطمئن تر میشم در مورد تصمیمم...شاید نمیخواهد..مگر نه؟!
خب نمیخواهد یعنی نمیخواهد دیگر..گفتی برگرد ، آمد ، میبینی نشد؟!
میبینی خودش باید بخواهد؟!
خودش باید بخواهد باشی ، دوستت داشته باشد...اصلا برایش با دنیا فرق کنی..
معشوقه ی من...چرا دیگر فرقی ندارم با کسی برایت؟:)
مگر همان دلآرامی نیستم که در جریان تمام ابراز علاقه کردن های بچه گانه اش هستی..
چرا پس تو دیگر آن نیستی؟
مگر چه کردم؟!
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی