خرید بک لینک

درباره سایت

NO.954

امکانات وب

تمام طول روز را با حرف ها و گفته های گذشته مان میگذرانم ، آن هارا میخوانم ، گاهی اشک میریزم

گاهی میخندم ، گاهی به خودم میگویم ای احمق اینجا که خیلی باید ذوق میکردی ، اینی که اینجا بروز دادی

خیلی کم است...دل تنگم ، خیلی دلتنگم ، اما سکوت کردن را به خوردم داده ام..

سخت است ولی خب دیگر..

تمام تلاشم را کردم ، برااینکه بشویم مثل گذشته ، نیامدی ، نبودی ، بازهم وقتی نداشتی ، گوشی نداشتی

دلی نداشتی ،ذوق و شوقی نداشتی ، لذتی نداشتی..شده ام بی لیاقت ترین دختر دنیا ، بی عرضه ترینشان

اینکه نمیتوانم لذتی را فراهم کنم که کنار من در آن سهیم باشی..

شور و شوقی برای بدست آوردنم یا بودنمان یا رابطه مان نداری..نداری دیگر..چه میشود کرد

آن هم الآن ، از اینجا..

فکر کنم از اول هم آنی نبودم که دلت را ببرد..مثلا من استخوانی نبودم و پاهای کشیده نداشتم

موهای صاف هم همینطور ، صدای ملوس نداشتم ، پیانو بلد نبودم ، درگیر تئاتر و سینما و فیلم های

زبان اصلی نبودم...کشته مرده ی گربه ها نبودم..

اصلا هزار و یک نداشته داشتم و با حرف هایت این ها یادم رفته بود ، اصلا بهشان فکر هم نمیکردم

چه برسد بخواهند عذابم بدهند...

درگیر یک دوس داشتنِ گرمه سوزانه جنون آورِ یک طرفه بودم..

میشود رفت و دیگر حرفی نزد..

مثلا..

میروم انشاالله..اگر آنی شود که همش به آن فکر میکنم..

چقدر دلم تنگ است..چقدر خسته ام..

#احمقانه_نیست_عاشقانه_است

+ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۹ 19:11 بـهـ قلــم دلـآرام

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:42

صفحه بندی