خرید بک لینک

درباره سایت

NO.954

امکانات وب

اینکه میگویند زمان همه چیز را حل میکند ، بایستی بگویم نخیر بلکه این خود انسان است که

به مرور زمان تصمیم میگیرد که خود را از وضع مسخره ای که در آن حضور دارد خلاص کند..

از اول یک طرفه گذشت و گذشت و گذشت و آخرش هم شد همینی که خود حاضر و ناظر بر آنم

من دلتنگی میکشیدم و ایشان در اوج خوشحالی از تنهاییشان لذت میبردند..

چند روزی هست که تصمیم گرفتم ، تا از وضع مسخره و از رنج مسخره ام خلاص شوم..

بغض ها و گریه ها فراموشم نمیشوند ، حالت تهوع و استفراغ های حاصل از گریه زیاد را فراموش نمیکنم...

سردرد ها و غذا نخوردن هایم را فراموش نمیکنم ، بهم خوردن برنامه های زندگی ام را فراموش نمیکنم

خراب شدن پل های پیش رویم را فراموش نمیکنم ، حالا باید بلند شوم و آستین هایم را بالا بزنم و

همین پل هارا بسازم ، یکی یکی ، تا بتوانم از رویشان رد شوم و رد هم خواهم شد..

قرار شد تنهایم نگذارد و مثل مرد پشتم بماند که متاسفانه شهاب سنگی عظیم به رابطمان خورد و قول و قرارها

و احساساتمان به هیچ طرف ایشان نبود..

از اینکه مثل یکسری ها معشوقه ام را بعد از بهم خوردن رابطمان مقصر بدانم یا زیرسوال ببرم خوشم نمی آید

هنوز هم میگویم عالی بود و من دوستش دارم ولی خب نمیشود یعنی نمیشود دیگر..

دلتنگی هایم را هم همراه شربت های پرتقالی که نیمه شب مینوشم قورت میدهم...

شب ها سخت میگذشتند ، الآن دیگر عادت شده انگار

از اتاقم نمیترسم ،باز هم تنها میخوابم و شجاعت گوش سپردن به آهنگ های غمگین را بازهم دارم..

ماه هم خوب است ، سلام میرساند ...:)

دوباره باهمیم ، حواسش بمن هست ، به حرف هایم هم گوش میدهد:)

+ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۶ 13:54 بـهـ قلــم دلـآرام

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:42

صفحه بندی