امشب هرچه سعی میکنم قورت بدهم
نمیشود ، بغض و دلتنگی ام میگویم..
حس عجیبی دارم ، حس میکنم خورد شده ام ..
حس میکنم مسخره ام میکنند ..
حس میکنم عذابم میدهند ..
حس میکنم دختر بدی شده ام ...
زود رنج تر از قبل و بسیار هم عصبی ، راحت همه چیز را میتواند در لحظه تغییر دهد ..
انسان های اشتباهی را کنار بگذارد و اگر مقاومت کردند از وجودشان رد شود...
مسخره ام میکنند ، اگر بودی اینگونه پیش نمیرفت ...
مگر نه جان من؟:)
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی