عمه ی فریبرز دوست محمد حسن که میشه
بچه نوه ی بابای آقای راستین سوپری سرکوچه ی ما
زن اول حاج احمد بوده که طلاقش داده زن دوم حاجی اینو نمیدونه
بعد این خانوم بچش الان میشه دختر خواهر من که پسر اون دختر
رفته با خواهر محمدحسن ازدواج کرده ازون یه بچه داره ولی نمیدونه
که بچش مال خودش نیستو خواهرمحمدحسن با پسرِپسرعموی فریبرز
رابطه داشته و این بچه ازونه ، این بچه ام الآن سیزده سالشه با دختر نوه ی
حاج احمد از زن دومش دوسته که زن دوم حاج احمد قبلا با پدر بزرگ
فریبرز دوس دختر دوس پسر بودن و یه بچه سقط کردن که اون بچه سقط
نشده بوده و دکتره اونو نگهش داشته و قراره حقیقتو بهش بگه
{آرامش خودتونو حفظ کنید}
{پارت کوتاهی بود برای معرفی کل مطالب موجود در یک فیلم ترکیه ای}
:||| ینی خآک تو سراونایی ک میشینن میبینن این چیزشعرارو
برچسب:
نویسنده: رویا سلطانی